تبليغاتX
عبرت دهندگان
خاطرات جبهه و جنگ -ایام دفاع مقدس

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif

چگونگى شکل گیرى فرقه وهابیت

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/5790untitled_resize.jpg

با توجه به حمایتهاى استکبار و درگذشت پدر محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۱۵۳ ه . ق، وى زمینه را براى اظهار عقاید خود فراهم دید. البته او در اولین قدم با برخورد شدید عمومى مردم حریملة رو به رو شد که حتى نزدیک بود خونش را بریزند. ناچار از آنجا به زادگاه خود، عیینة بازگشت. پس از ورود به عیینة، سخنان خود را به امیر آنجا ـ عثمان بن احمد بن معمر ـ عرضه کرد. امیر دعوت او را پذیرفت و با هم پیمان بستند که هر یک از آن دو، بازو و یار و یاور دیگرى باشند. بدین ترتیب، امیر اجازه داد که او عقاید خود را بى پرده مطرح کند. براى اینکه پیوند محمد بن عبدالوهاب با امیر استوارتر گردد، وى با خواهر امیر ازدواج کرد. بدین گونه، پیمانى مستحکم میان شیخ و امیر بسته شد. در آن عصر، اطراف شهر عیینة پر از مساجد و زیارتگاههایى از صحابه و اولیا بود. از جمله، قبر زید بن خطاب ـ برادر عمر ـ مورد احترام مردم آن دیار بود. محمد بن عبدالوهاب با عده اى از سربازان عثمان بن معمر به این زیارتگاهها حمله بردند و آنجا را با خاک یکسان کردند. نویسنده تاریخ نجد مى گوید: «محمد بن عبدالوهاب با دست خویش، قبر زید بن خطاب را با خاک یکسان کرد. این کار، واکنشهایى در منطقه ایجاد کرد و باعث شد مردم علیه شیخ قیام کنند و گفته هاى او را مردود بشمارند.» آنان نامه اى به علماى احساء و بصره و حرمین نوشتند و از شیخ شکایت کردند.

http://img.tebyan.net/big/1388/01/1611421667621489236210197110182179347224232.jpg

علما به امیر عثمان بن معمر، نامه نوشتند و او را به کشتن شیخ امر کردند. امیر عیینة به ناچار شیخ را از این شهر بیرون کرد. شیخ، منطقه درعیة، زادگاه مسیلمه کذاب را برگزید و در سال ۱۱۶۰ ه . ق، به آنجا منتقل شد. وى پس از ورود به درعیة با امیر این منطقه (محمد بن سعود، نیاى خاندان سعودى) تماس گرفت و همان پیمانى را که با امیر عیینة بسته بود، با محمد بن سعود بست. ابن سعود از پیمان خود با شیخ خوشحال بود، ولى دو نگرانى خود را با شیخ مطرح کرد: اول اینکه اگر ما، تو را یارى کردیم و کشورها را گشودیم، مى ترسیم ما را ترک کنى و در نقطه دیگرى سکنا گزینى! دوم اینکه ما در شهر درعیة قانونى داریم و آن اینکه در فصل رسیدن میوه ها از مردم مالیات مى گیریم. مى ترسیم تو مالیات را تحریم کنى! شیخ در پاسخ ابن سعود گفت: من هرگز تو را با دیگرى عوض نخواهم کرد و خدا در فتوحاتى که نصیب ما مى کند، غنایمى قرار خواهد داد که تو را از این مالیات ناچیز بى نیاز سازد. امیر درعیة براى تحکیم روابط میان دو خانواده، دختر شیخ را به ازدواج فرزند خود، عبدالعزیز در آورد و از این طریق پیوند خانوادگى میان آن دو برقرار شد و تاکنون نیز این رابطه در شعاع گسترده اى محفوظ مانده است. پس از این پیمان، محمد بن عبد الوهاب به رؤساى قبایل و تمام مردم نجد نامه نوشت و آنها را به قبول مذهب تازه خود فرا خواند. برخى پیروى کردند و گروهى نیز اعتنایى نکردند. سپس شیخ با عنوان جهاد علیه کفر و شرک و بدعت گذاران به کمک ابن سعود، لشکرى تشکیل داد و علیه مسلمانان قیام کرد و با حمله به شهرها و روستاهاى مسلمان نشین، مردم را به خاک و خون کشید و اموال آنها را به عنوان غنایم جنگى غارت کرد. بدین ترتیب، فرقه وهابیت به وجود آمد؛ ولى ناگفته پیداست که جنگها و نبردهاى آنان علیه کسانى بود که همگى گوینده «لا اله الا الله، محمد رسول الله» بودند و پیوسته خدا را عبادت مى کردند و فرایض الهى را به جا مى آوردند.

http://www.shia-online.ir/images/apctrs1215.jpg

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان

مسلک جعلی وهابیت، بیش از دو قرن است که همچون موریانه ای، به دنبال تخریب دین و تهی نمودن آن است. مسلکی که به هیچ وجه سازگاری عقلایی ندارد و با روش های ملایم با فطرت عقلا کاملاً بیگانه است. وهابیت از فرق نسبتاً نو پای اسلامی است، که در زادگاه اسلام، یعنی در عربستان رشد یافته و به دلیل پشتوانه قوی سیاسی و اقتصادی، در حال گسترش به دیگر نقاط اسلامی است. . از آنجا که پیروان این فرقه، تنها خود را بر حق دانسته و پیروان مذاهب دیگر اسلامی را کافر، مشرک و خارج از حوزه اسلام می شمرند، اهمیت مطالعه و تدقیق در اصول فکری این مکتب آشکار می گردد.

تاریخچه وهابیت:

در آغاز قرن هشتم هجری، فردی موسوم به احمد بن تیمه، بر برخی سنن و عقاید رایج مسلمانان انگشت اعتراض نهاد و گرایش به آنها را مایه شرک و دوری از توحید پنداشت. در نتیجه عالمان و فقیهان مذاهب مختلف بر او سخت گرفتند و وی را طرد و حبس کردند تا اینکه در زندان در گذشت.

http://www.sonycard20.com/news/images/vahabi.jpg

احمد بن تیمه بخدی (پایه گذار وهابیت)، در سال ۶۶۱ هجری قمری پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان که از توابع شام است، به دنیا آمد. تحصیلات نخستین را تا ۱۷ سالگی در آن سرزمین به پایان برد. در آن روزگار که حمله مغولان به اطراف شام، ترس عجیبی در دلها افکنده بود، خانواده ابن تیمه، حرّان را به سوی دمشق ترک کردند و در آنجا اقامت گزیدند. تا سال ۶۹۸ هـ ق چیزی از احمد شنیده نشد؛ ولی از آغاز قرن هشتم هجری. ق افکار مخرب وی ظهور و بروز یافت؛ به خصوص زمانی که ساکنین حماة از وی خواستند، آیه «الرحمن علی العرش استوی» را تفسیر کند. وی در تفسیر این آیه، برای خداوند جایگاهی در فراز آسمان ها که بر عرش و سریری متکی است، تعیین کرد. انتشار پاسخ ابن تیمه در دمشق و اطراف آن غوغایی به راه انداخت؛ به طوری که علمایی چون جلال الدین حنفی، قاضی وقت، محاکمه وی را خواستار شد. ابن تیمه، پیوسته افکار عمومی را به نظرات خلاف مشهور و رایج خود متشنج و پریشان می کرد، تا اینکه بالاخره در سال ۷۰۵ هـ. ق در دادگاه محکوم و به مصر تبعید شد. وی در سال ۷۰۷ از زندان آزاد شد و سال ۷۱۲ به شام بازگشت و در آنجا به نشر افکار و نظریات خود پرداخت تا اینکه مجدداً در سال ۷۲۱ به زندان محکوم شد و در سال ۷۲۸ در زندان مرد.

http://www.kheimehnews.com/images/docs/000002/n00002058-b.jpg

  فرمت: جاوا

دانلود - با حجم ۱۹۶کیلوبایت

کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.


http://www.blogfa.com/photo/s/shiaanswers.jpg

.pdf
,وهابيت.pdf
 

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gifمطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 23:41 توسط :: ابراهیم محمودزاده ::

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif

http://publicrelations.tums.ac.ir/images/news/haj11a.gif

عيدقربان-عرفان درعرفات

ناطق              مهدویت و انتظارعید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است

«ولله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا»

http://www.vefagh.co.ir/images/card/10-1/02.jpg

ناطق              مهدویت و انتظارکوتاه و گویا

عید قربان، عید پا نهادن بر گردن شیاطین است و افتخارآفرینی بندگان مخلص الهی.

عید قربان، عید نسل‌های انسان است که پشت به پشت هم، تسلیم فرامین الهی‌اند و عاشقانه به آنچه معبودشان بگوید، گردن می‌نهند.

قربانی، نماد به زمین ریختن خون شیاطین درونی و بیرونی است.

قربانی، نماد بریدن سر نفس اماره است در پیشگاه فرمان الهی.

عید قربان، عید توحید است.

ابراهیم خلیل‌الله، با به مسلخ بردن فرزندش، آرزوی کهنه ابلیس را در به گمراهی کشاندن فرزندان آدم، نقش بر آب کرد.

قربانی اسماعیل، تجدید عهد بشریت بود با پیمان اَلَست و اقتدا به وحی آسمانی

http://publicrelations.tums.ac.ir/images/news/Gorban1.gif

ناطق              مهدویت و انتظارشعر

مرام ابراهیم

نوشته‌اند تبر را به نام ابراهیم

شده است مظهر غیرت قیام ابراهیم

اگرچه مردن نمرود، گام اول بود

به انتها نرسید انتقام ابراهیم

به هر چه سن زمین شد ادامه خواهد یافت

کلام حضرت حق در کلام ابراهیم

حلال، کشتن بت‌های جاهلی شده است

به قولنامه بیت الحرامِ ابراهیم

صراط عشق مسیر مشخصی دارد

حجاز، خانه کعبه، مقام ابراهیم

نترس از این همه جادوگری که می‌شکند

سکوت بتکده‌ها با سلام ابراهیم

به وعده‌های سرانجام مطمئن باشید

که خلف وعده ندارد مرام ابراهیم

.pdf

عيدقربان.
http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gifمطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 0:9 توسط :: ابراهیم محمودزاده ::


http://www.sabokbalan.com/4images/data/media/115/shohada.jpg



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 16:17 توسط :: ابراهیم محمودزاده ::

به نام خدا

لطفا مقاله زير را كه به مناسبت هفته بسيج تهيه شده وبصورت پي دي اف ميباشد را دانلود ومطالعه بفرمائيد


http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/11/408279_orig.jpg

.pdf

بسيج.pdf




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 16:17 توسط :: ابراهیم محمودزاده ::

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif

ناطق              مهدویت و انتظارزندگي زيباست اما شهادت از آن زيباتر است

http://www.ido.ir/myhtml/news/1387/m09/138709022181.jpg

سلامت تن زيباست اما پرنده عشق تن را قفسي مي بيند كه در باغ نهاده باشند...
و مگر نه آنكه گردنها را باريك آفريده اند تا در مقتل كربلاي عشق آسانتر بريده شوند؟؟...
و مگر نه آنكه از پسر آدمي عهدي ازلي ستانده اند كه حسين (عليه السلام) را از پسر خويش بيشتر دوست داشته باشد؟...
و مگر نه آن كه خانه تن راه فرسودگي مي پيمايد تا خانه روح آباد شود
و مگر اين عاشق بي قرار را بر اين سفينه سرگردان آسماني كه كره زمين باشد براي ماندن در اصطبل خواب و خور آفريده اند؟؟؟

http://www.radioalborz.com/Image/basij_02.jpg

و مگر از درون اين خاك نردباني به آسمان نباشد جز كرمهايي فربه و تن پرور بر مي آيد؟
پس اگر مقصد را نه اينجا در زير سقفهاي دلتنگ و در پس اين پنجره هاي كوچك كه به كوچه ايي بن بست باز مي شوند نمي توان جست....
پس بهتر آنكه پرنده روح دل در قفس نبندد.....
پس اگر مقصد پرواز است قفس ويران بهتر...
پرستويي كه مقصد را در كوچ مي بيند از ويراني لانه اش نمي هراسد.

ناطق              مهدویت و انتظارشقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد. در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد تا همواره تشنه باشد و بسوزد. داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند. شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون اما میان این دو چه نسبتی است؟


http://www.taktemp.com/wp-content/uploads/2009/03/ebook.jpg

دانلود كتاب

http://www.sharemation.com/umsa313/MAHDI.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gifمطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 16:16 توسط :: ابراهیم محمودزاده ::

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif

بسم الله الرحمن الرحيم

قسمتي از زندگي نامه سراسر حماسه و افتخار برادر سپاهي شهيد حسن محمود نژاد

در تير ماه سال 1335 فرزندي به دنيا آمد كه نام او را حسن گذاشتند او در قم شهر خون و قيام دوران كودكي را پشت سر گذاشت و پس از تحصيل كلاس هشتم دبستان همگام با پدر و برادران بكار ساختماني پرداخت . از همان دوران كودكي علاقه خاصي به جلسات و هئيت هاي مذهبي و مداحي اهل بيت (ع) داشت در فراگيري اشعار و فرايض مذهبي بسيار جدي بود او همگام با امت حزب الله در پشيبرد نهضت نقشي به سزا  داشت زماني كه حضرت امام خميني در نجف بودند كارهاي بسيار مفيدي انجام داد تا اينكه خبر شهادت فرزند رهبر انقلاب امام خميني ( حضرت آيت الله سيد مصطفي خميني ) به ايران رسيد در اكثر جلساتي كه به اين مناسبت تشكيل مي شد شركت داشت

http://i40.tinypic.com/2lo6u03.jpg

فوت حاج آقا مصطفی حركتي شد براي پيش برد انقلاب اسلامي لذا شهيد محمود نژاد نقش حساسي در رساندن نوار و اعلاميه ايفا ميكرد تا اينكه رژيم خود را در خطر سقوط حتمي ديد و به خيال خام خود و كوبيدن نهضت ، مقاله توهين آميز را به ساحت مقدس روحانيت مخصوصا ( امام خميني ) در روزنامه اطلاعات آن زمان به چاپ رسانيد طلاب و ساير اقشار مردم براي كسب تكليف به منزل روحانيون رفتند ولي دستگاه آنها را به گلوله بست و عده اي را شهيد و عده اي را مجروح و مصدوم ساخت ، شهيد محمود نژاد پيوسته در تشكيل تظاهرات و جلسات عمومي و خصوصي فعاليت چشمگير داشت . همگام با ساير محرومين به ستيز با طاغوتيان برخواست و با فريادهاي آتشين خود انقلاب را تداوم بخشيد تهيه پرچم هاي خونين عاشورا كه به 4 متر هم مي رسيد يكي از كارهاي او بود . پخش اعلاميه و نوار و چسباندن عكس چه در قم و چه در تهران و ساير جاها در زماني كه طاغوتيان همه جا در كمين بودند كار ساده اي نبود ، لذا با جديت فعاليت خود را ادامه مي داد . در روزها و شب هاي دوران انقلاب كه تظاهرات ادامه داشت يكي از گردانندگان تظاهرات بود . پس از اينكه امام اراده فرمودند كه به ايران بيايند با جمعي از برادران به عنوان محافظت از امام عازم تهران شد و همگام با ديگر همرزمان در بهشت زهرا (س) در خدمت امام بود پس از پيروزي انقلاب در 22 بهمن در هسته هاي مقاومت در قم فعاليت داشت تا به استخدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در آمد اين دومين باري بود كه به جبهه مي رفت و چند صباحي در خدمت سپاه دلیجان بود و آخرین خدمتش در شهر تفرش در سپاه فعاليت داشت در تفرش خدمات ارزنده اي در رابطه با تبليغات انجام ميداد تا اينكه در جبهه جنوب بر اثر تركش خمپاره از پشت زخمي مي شود و در بيمارستان آيت الله كاشاني اصفهاني بستري مي شود بعد از چند روزي بر اثر قطع نخاع به فيض شهادت نائل گرديد آخرين كلامي كه اين شهيد گفت و از دنياي فاني به لقاالله پيوست اين بود : ( استقلال آزادي جمهوري اسلامي ) پيكر پاكش را با گروهي از شهدا در تاريخ پنجشنبه 19/8/61 در گلزار شهدا شماره 2 علي ابن جعفر به خاك سپردند

http://www.3payeh.com/pix/000041.jpg

روان پاكش شاد و راهش براي همه پويندگان راه حق و فضيلت پر رهرو باد .

  ای شقایق های آتش گرفته  

دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را در خود دارد.   

آیا آن روز  نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر     

 در وصف ما سرود شهادت بسراید.  

شهید سید مرتضی آوینی

http://www.sharemation.com/umsa313/MAHDI.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gifمطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 16:15 توسط :: ابراهیم محمودزاده ::

ش