

وجودت آسمان را آبرو اي سوار سبز پوش آرزو اي اميد شاپرکهاي غريب اي دليل آيه امن يجيبب اي کليد قلبها در دست تو کوچه هاي شهر دل، بن بست تو السلام يا مولانا يا صاحب الزمان ![]()

ولادت با سعادت باب الحوائج امام موسی کاظم (ع) مبارک باد![]()




برای مصیبت های جد بزرگوارت و مادر گرامیت گریه میکنی ...
مادرت چشم انتظار است بیا ...
بیا و زخم سیلی و کبودی را مرحم بنه ...![]()
![]()
![]()
![]()
سجاياي اخلاقي پاسدار دانشگاه جعفري
جاي مقدمه
پس از پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله، امامان معصوم عليهم السلام بهترين الگوهاي عيني براي ما در صحنه زندگي فردي و اجتماعي هستند، زيرا هر اجتماعي به الگويي نياز دارد تا براي رسيدن به زندگي متعالي و ايدهآل، آن را هدايت و رهبري كند. وجود الگو، در تكامل و تربيت وجودي هر فرد نقش حساس و ضرورت حياتي دارد. گئون، يكي از بزرگترين متفكران جهان امروز فرانسه، ميگويد:"درد امروز جهان، نداشتن قهرمان است كه سمبل و الگوي اجتماع قرار گيرد."(1)
علم روان شناسي، وجود قهرمانان و انسانهاي وارسته از جهات اخلاقي را به عنوان نمونه و الگو براي بشريت لازم ميداند. امروزه و در بحران كنوني، شايد به جرأت بتوان گفت بهترين خدمت به توده مردم، شناساندن قهرمانان و الگوهاي وارسته علمي و فكري و معرفي مردان وارسته الهي است.لذا در اين مقاله برآنيم تا به معرفي سجاياي اخلاقي و فضايل و كرامات امام موسي بن جعفر عليهماالسلام بپردازيم.
الف) عبادت و زهد امام
يكي از برجستهترين نشانههاي رهبران مكتبي، زهد و پارسايي و عبادت در درگاه خداست. در چنين روزگاري، ابراهيم بن عبدالحميد ميگويد: "به خانه امام رفتم. او به نماز ايستاده بود. در خانهاش چيزي نبود، مگر منسوجي از برگهاي درخت خرما (يا جامهاي بسيار خشن) و شمشيري آويخته و يك قرآن."(2)
شيخ مفيد درباره عبادت و زهد امام مينويسد: "عابدترين مردم زمان خويش بود. شبها به عبادت خدا مشغول بود و هرگاه در برابر خداوند به سجده ميافتاد، سجده را طولاني ميكرد و چنان گريه ميكرد كه موهاي صورتش از اشك تر ميشد."(3)
"شبلنجي" يكي از علماي اهل تسنن، ميگويد: "امام موسي كاظم عليه السلام عابدترين و عارفترين مردم زمان خويش بود. از همه داناتر و بخشندهتر بود، به مستمندان ميرسيد و بيشتر اوقات مشغول راز و نياز با خدا بود و چنين ميگفت: خدايا مرگ را بر من آسان گردان و در هنگام حساب مرا ببخش."(4)
ب) بخشش و كرم امام
امامان ما نمونههاي والا در بخشش و كرم هستند. امام موسي بن جعفر عليهماالسلام با وجود سختي شرايط و اوضاعي كه در آن ميزيسته، در وجود كرم شهره آفاق بود. ابوالفرج اصفهاني در اين باره ميگويد:"او در تاريكي در شب، به در خانه فقرا ميرفت و براي آنها آرد، خرما، طلا و نقره هديه ميبرد و هيچ كس نميدانست آورنده چه كسي است."(5)
ذهبي نيز در اين باره ميگويد: موسي بن جعفر عليه السلام از بخشندهترين حكيمان و از پرهيزكارترين عبادت كنندگان بود.(6)
ج) علم و دانش امام
امام صادق عليه السلام در تصديق دانش و آگاهيهاي علمي امام ميفرمايد:
"فرزندم موسي به حدي آمادگي علمي دارد كه اگر از تمام محتويات قرآن از او پرسش كني، با دانش و علم كافي كه دارد، به تو پاسخ قانع كنندهاي ميدهد. او كانون حكمت، فهم، معرفت و انديشه است.(7) عصر زندگاني امام موسي كاظم عليه السلام يكي از درخشانترين اعصار اسلامي از نظر گسترش علم و دانش بوده است. در اين دوران، ديوانها و كتابهاي دانشمندان ايراني، يوناني و هندي ترجمه شد و علوم بيگانه وارد عرصه علوم اسلامي گرديد. در چنين شرايطي، امام كاظم عليه السلام به مناظره با علما و دانشمندان ميپرداختند.
شيخ مفيد در اين باره ميگويد: او يكي از پيشگامان علم و حديث و فقه و تاريخ در قرن چهارم بود.(8)
در واقع، امام موسي كاظم عليه السلام دنبالهرو برنامه علمي پدر بزرگوارشان بودند و حوزهاي به وسعت دانشگاه جعفري تشكيل دادند و به تربيت شاگردان بزرگ و رجال علم و فضيلت پرداختند.
ابن حجر هيثمي از دانشمندان اهل تسنن، ميگويد: موسي كاظم عليه السلام وارث علوم و دانشهاي پدر و داراي فضل و كمال او بود. وي در پرتو عفو و گذشت و بردباري فوق العادهاي كه از خود نشان داد، كاظم لقب يافت و در زمان او هيچ كس در معارف الهي و دانش و بخشش، به پاي او نميرسيد.

السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج)
ای بهار آخرین ، کــی می رسی؟
من غریب و خسته اینجـا مانده ام
در عبـــور بـــی دریــغ لحظه هــا
من کنــار خویشتن جــا مــانده ام

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


وجودت آسمان را آبرو اي سوار سبز پوش آرزو اي اميد شاپرکهاي غريب اي دليل آيه امن يجيبب اي کليد قلبها در دست تو کوچه هاي شهر دل، بن بست تو السلام يا مولانا يا صاحب الزمان ![]()

ایام الله ۲۲ بهمن بر همه شما ایرانیان غیور وغیرتمند مبارک باد![]()

مقام معظم رهبری: انقلاب اسلامی تدوام نهضت حسینی است.

يا هشام! لا ديَن لمن لا مروةَ له. ولا مروةَ لمن لا عقلَ له. وان أعظمَ الناسِ قدراً الذي لا يرى الدنيا لنفسهِ خطراً، أما ان أبداَنكم ليس لها ثمنْ الا الجنةَ، فلا تبيعوها بغيرِها.
(تحف العقول صفحه 389)
مىفرمايد: كسى كه مروت ندارد، دين ندارد.
مروت يا مروئه همان چيزى است كه در فارسى از آن به مردانگى تعبير مىكنيم. شجاعت، رسيدگى به مظلوم، پاىبندى به عهد و رعايت امانت همهاش در كلمه مروت جمع است.
مقابل مردانگى نامردى است و دين، با جوانمردى و مردانگى همراه است، كسى كه عقل ندارد مردانگى ندارد. يعنى راهنماى مردانگى انسان بايستى عقل او باشد. كارهاى جاهلانه و سفاهت مروت نيست.
با قدرترين انسانها آن كسى است كه دنيا را داراى قدر براى خودش نداند، قيمت هستى و شخصيت انسان فقط بهشت است، به هر چه كمتر از بهشت اگر خود را فروختيد زيان كردهايد.
(از احاديث منتخب رهبر معظم انقلاب «دام ظله» در شروع درس خارج)
زيانكارترين مردم آنها هستند كه عمرشان را در حيات دنياي فاني تباه كردند و به خيال باطل خود مي پنداشتند نيكو كاري مي كنند.
قرآن كريم ، سوره كهف آيه 104


دهه فجر و۲۲ بهمن سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران تهنیت باد ![]()
دربستر فرهنگی انقلاب اسلامی ایران مردم و هرمندان و جوانان خود جوش در زیرزمین ها و محافل مخفی به دور از دست رژیم ستم شاهی دست به خلق آثاری گرانبها زدند .
ما نیز سعیمان بر این بود که تمام این آثار را جمع آوری کنیم تا به نوعی یاد آور دوران صلابت و شجاعت این مرز و بوم باشیم.![]()
بعضی از سرودها و آهنگ ها 2 یا 3 نوع دارد ، یعنی سرود قبل از انقلاب و بدون موسیقی که بطور مخفیانه ضبط شده و سرود بعد از انقلاب با موسیقی و یا اجرای بعد از انقلاب با کورال ، امید است این سرودها گویای لحظاتی از آن دوران باشد…
| چون آیی بر بالین من | Play | Download | |
| ایران ایرن جدید ( رضا رویگری ) | Play | Download | |
| ایران ایران قدیمی ( رضا رویگری ) | Play | Download | |
| ملت پناه ارتش ، ارتش برای ملت | Play | Download | |
| بهار خجسته باد | Play | Download | |
| برخیزید، برخیزید، ای شهیدان راه خدا | Play | Download | |
| بوی گل سوسن یاسمن آمد | Play | Download | |
| به ناله در خون خفته ( همه به پیش ) | Play | Download | |
| خمینی ای امام - بی کلام | Play | Download | |
| خمینی ای امام - با کلام | Play | Download |

در ادامه مطلب بقیه عکس رو می تونید مشاهده کنید نظر یادتون نره منتظرم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوُا فی سَبیلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ(1)
"سید مجتبی تهرانی" معروف به" نواب صفوی" در سال 1303 شمسی در خانواده ای روحانی و اصیل در خانه محقری در خانی آباد تهران قدم به عرصه ی وجود گذاشت. وی با علاقه و عشقی وصف ناشدنی به روحانیت و به قصد ادامه راه آبا و اجداد خود، در اواخر سال 1320، پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه، رهسپار حوزه علمیه نجف اشرف شد. شهید از طرف مادر به سادات دُرچه اصفهان منتسب و از طرف پدر میرلوحی است.

شهید عنوان "نواب صفوی" را از خاندان مادر به ارث برده است. پدر او مرحوم سید جواد میرلوحی، دانشمندی روحانی بود كه در اثر فشار حكومت رضاخان مجبور به ترك لباس روحانیت شد، اما از طریق تصدی وكالت دادگستری همچنان به داد مظلومان می رسید.
مرحوم سید جواد در سال 1314 یا 15 در اثر مشاجره و درگیری لفظی با «داور» وزیر عدلیه ی رضاخان، غیرت علوی اش به جوش آمد و یك سیلی نثار وی كرد كه در اثر آن سه سال به زندان افتاد.
شهید پس از ورود به نجف اشرف، بدون كوچكترین درنگی به فراگیری مقدمات پرداخت و روابط تنگاتنگی با علمای دلسوز و بیدار و مبارز از جمله صاحب كتاب جهانی و كم نظیر الغدیر، آیت الله علامه امینی قدس سره برقرار كرد.
آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب درباره ی شهید می فرمایند:(2)
باید گفت كه اولین جرقه های انگیزش انقلابی اسلامی به وسیله ی نواب در من به وجود آمد و هیچ شكی ندارم كه اولین آتش را در دل ما نواب روشن كرد.

اعدام انقلابی كسروی و اعلام موجودیت فداییان اسلام
بعد از شهریور 1320 و فراگیر شدن جنگ جهانی دوم، ایران نیز گرفتار شرایط دشواری شد، از یك طرف مورد تجاوز متفقین قرار گرفت، و از طرف دیگر سود جویانی قلم به مزد و اجیر، از آزادی سوء استفاده می كردند و از طریق ترویج فرهنگ غربی به جان مسلمانان افتاده بودند و درصدد بودند تا آنچه رضاخان از طریق زور و قلدری نتوانسته بود انجام دهد، از طریق قلم و نگارش با مخدوش نمودن تاریخ اسلام انجام دهند.
«احمد كسروی» از جمله افرادی بود كه خط معارض و مهاجم علیه اسلام و تشیع را دنبال می كرد. او نه تنها در كتاب «شیعی گری» به روحانیت، مقدسات اسلامی، پیشوایان مذهب تشیع و امامان بحق و معصوم علیهم السلام حمله می كرد، بلكه در كتاب های "صوفی گری"، "بهایی گری"، "مادی گری" و حتی "تاریخ مشروطیت"، مقدسات دینی و روحانیت را مورد حمله قرار داد.
نواب با كتاب های كسروی در نجف آشنا شد و موجی از احساسات مذهبی و دینی وجودش را فرا گرفت. كتاب ها را نزد علما برد و از آن ها نظر خواست. همه حكم به مهدور الدم بودن نویسنده ی كتاب ها دادند.
سید در اواخر 1323، وارد تهران شد و بدون درنگ به خانه ی كسروی رفت و او را از گفتن و نوشتن سخنان توهین آمیز به اسلام و ائمه ی شیعه علیهم السلام و روحانیت برحذر داشت و وقتی مطمئن گردید كه وی اصلاح پذیر نیست، آماده ی اجرای حكم الهی شد.
شهید نواب در هشتم اردیبهشت 1324، در سر چهارراه حشمت الدوله به كسروی حمله كرد ولی توسط پلیس دستگیر و زندانی شد. بعد از آزادی از زندان، موجودیت فداییان اسلام را طی یك اعلامیه ی رسمی با جمله ی هوالعزیز و تیتر « دین و انتقام» اعلام كرد و اعدام كسروی را پیگیری نمود.
نواب صفوی به تدریج با جاذبه ی خود، جوانانی چون شهید سید حسین امامی را جذب نمود و امامی در 20 اسفند 1324، بر كسروی یورش برد و او را زیر ضربات اسلحه ی سرد و گرم قرار داد و چون فرشته ی قهر جانش را گرفت.
فداییان اسلام و مجریان حكم الهی دستگیر شدند و خبر اعدام انقلابی كسروی در همه جا منتشر شد و مردم مسلمان را غرق در شادی و سرور نمود.
بعد از سال 1327، كه جنبش ملی شدن صنعت نفت به اوج خود رسید و فعالیت گروه های مخالف رژیم علنی شد و اقلیت موجود در مجلس مانع تصویب قرار داد «گس گلشاییان» گردید، رژیم استبدادی شاه برای این كه حتی اقلیت مخالفی نیز وارد مجلس نشود، توسط «هژیر» دست به تقلب در انتخابات زد و به بهانه ی ترور شاه و دست داشتن آیت الله كاشانی در این ترور، ایشان را بازداشت و به لبنان تبعید كرد.
فداییان اسلام «هژیر» را اعدام انقلابی كردند و با نامزد نمودن آیت الله كاشانی و مصدق، گروه اقلیت دوباره به مجلس راه یافت.
با وجود این كه نواب میانه ی خوبی با ملی گراها نداشت، اما با توجه به رهبریت آیت الله كاشانی و به منظور وحدت مبارزات اسلامی و ملی، از همگامی و همراهی با آن ها دریغ نورزید.

اعدام انقلابی رزم آرا
رزم آرا نخست وزیر رژیم پهلوی و دست نشانده ی انگلستان، با ملی شدن صنعت نفت به شدت مخالفت می كرد و می گفت كه ملت ایران توانایی و لیاقت اداره ی این صنعت عظیم را ندارد و به عناوین مختلف در تصویب این قانون در مجلس شورای ملی كارشكنی می كرد.
در روز 16 اسفند 1329 زمانی كه اتومبیل رزم آرا جلوی مسجد امام (شاه سابق) توقف كرد و نخست وزیر جهت شركت در ختم آیت الله فیض قصد ورود به صحن مسجد را داشت، خلیل طهماسبی بی درنگ از پشت سر با شلیك سه گلوله او را از پای درآورد و خود نیز توسط مأموران دستگیر شد.
او در بازجویی می گوید:
« من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش
چون به فكر سوختن افتاده ای مردانه باش
بلی من طهماسبی هستم و باكی از كشته شدن ندارم، برای این كه خدای متعال می فرماید:
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوُا فی سَبیلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ
پس شما این را مسلم بدانید كسی كه شخصیتی را تشخیص داد خائن به دین و مملكت است ترس از كشته شدن ندارد. آن ها زنده اند. ما معتقد به این حقایق هستیم.»
قتل رزم آرا چنان وحشتی در دل رژیم انداخت كه دولت بعدی (حسین علاء) نتوانست با ملی شدن صنعت نفت مخالفتی نماید و مجبور به استعفا گردید و مجلس، مصدق را به نخست وزیری انتخاب كرد.
آیت الله كاشانی در مصاحبه ای در مورد قتل رزم آرا چنین اظهار نظر كرد:
«این عمل (هلاكت رزم آرا) به نفع ملت ایران بود و آن گلوله و ضربه، عالی ترین و مفیدترین ضربه ای بود كه به پیكر استعمار و دشمنان ملت ایران وارد آمد»
و در مصاحبه ای دیگر اظهار می دارد:


از روزي كه نهر جانمان ٿرات سوز وعلقمه عطش جاري ساخته اند ، از شبي كه در پياله دلمان شربت گواراي ولايت ريخته اند ، دلمان يك حسينيه پرشور است.
در حسينيه دلمان، مرغهاي محبت سينه ميزنند و اشكهاي يتيم در خرابه چشم بي قراري مي كنند
سينه ما تكيه اي قديمي است، سياهپوش با كتيبه هاي درد و داغ ، كه درب آن با كليد « يا حسين » باز مي شود و زمين آن با اشك مژگان ، آب و جار و مي شود .
ما دلهاي شكسته خود را وقٿ اباعبدالله كرده ايم و اشك خود را نذر كربلا، واين « وقٿنامه » به امضاي حسين(ع) رسيده است.
صبحهاوقتي سٿره عزا گشوده ميشود،دل روحمان گرسنه عاطٿه و تشنه عشق مي شود . ابتدا چند مشت « آب بيداري » بصورت جانمان مي زنيم تا « خواب غٿلت » را بشكنيم.
زيارت نامه را كه مي بينيم ، چشممان آب مي اٿتد و « السلام عليك » را كه مي شنويم بوي خوش كربلا به مشام ما ميرسد.


توده هاي بغض ، در گلويمان متراكم مي گردد و هواي دلمان ابري مي شود و آسمان ديدگانمان باراني! سر سٿره ذكر مصيبت ، قندان دهانمان را پر از حبه قندهاي « ياحسين » مي كنيم و نمكدان چشمان دانه دانه اشك بر صورتمان مي پاشد ، به دهان كه ميرسد ، قند و نمك در كاممان مي آميزد و اين محلول شور و شيرين باعث درمان عشق ماست.و ما نمك گير سٿره حسين مي شويم و اين است كه تا آخر عمر ، دست و دل از حسين (ع) بر نمي داريم.
آنگاه ، جرعه جرعه زيارت عاشورا مي نوشيم و سر سٿره توسل ، ولايت را لقمه لقمه در دهان كودكانمان مي گذاريم.
در اين خشكسالي دل و قحطي عشق ، نم نم باران اشك ، غنيمتي است !

خدايا ! . . . ما را به چشمه كربلا تشنه تر كن
ادامه مطلب رو مطالعه کنید(ديدگاه رهبر معظم انقلاب در فرهنگ ايثار و شهادت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

نامگذارى توسط پيامبر (ص )
در روايـات آمـده اسـت كـه نـامگذارى آن حضرت و برادر بزرگوارش به حسين و حسن , توسط شـخـص پـيامبر اكرم صورت گرفته است و تصريح شده است كه اين نامگذارى به دستور خداوند متعال بوده است .
از عـلى بن ابيطالب نقل كرده اند كه فرمود: آن گاه كه حسن به دنيا آمد نام عمويم ((حمزه )) را بـر او نهادم و آن گاه كه حسين متولد گشت نام عموى ديگرم ((جعفر)) را بر او گذاشتم روزى رسول خدا(ص ) مرافراخواند و فرمود: من مامور شده ام كه نام آن دو را تغيير دهم , از اين پس آنان را حسن وحسين بخوانيد .
در روايـات ديـگـر آمـده اسـت كـه پـيـامـبر اكرم (ص ) فرمود: حسن و حسين را به نام فرزندان هـارون نـامـيدم , او فرزندانش را ((شبر)) و ((شبير)) ناميد و من فرزندانم را به همان نام (به لفظ عربى ) حسن وحسين ناميدم .

اسـمـا بـنـت عـمـيس مى گويد: وقتى امام حسين (ص ) متولد شد, رسول خدا(ص ) آمد فرمود: اسما!پسرم را بياور من كودك را در پارچه سفيدى پيچيدم و به حضرت دادم .
حـضـرت در گـوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت , بعد در حالى كه او را در دامن خودگذاشته بود, گريست .
گفتم : پدر و مادرم فدايت چرا گريه مى كنى ؟ .
فرمود: براى اين پسرم .
گفتم : او در همين ساعت متولد شده و تو برايش گريه مى كنى ؟ .
فرمود: آرى اى اسما! گروه سركشى او را مى كشند, خدا شفاعتم را نصيبشان نكند.
بعد فرمود: اين خبر را به فاطمه نرسان كه تازه فرزندش به دنيا آمده.
روزى ام الـفـضـل هـمـسـر عـبـاس عـمـوى پـيـامـبـر, خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد: ((يـارسول اللّه (ص ) من امشب خواب بدى ديدم , ديدم گويا قطعه اى از بدن مبارك شما جدا شده در دامن من افتاد.
فـرمـود: خـيـر اسـت , فاطمه پسرى مى آورد كه تو او را پرورش خواهى داد خدمت پيامبر رسيدم وكـودك را در دامـنـش نـهـادم و چند لحظه از آن حضرت چشم برداشتم , وقتى دوباره نگاهش كردم , ديدم اشك از چشمانش سرازير است .
گفتم : پدر و مادرم فدايت يا رسول اللّه چرا گريه مى كنى ؟ .
فرمود: هم اكنون جبرئيل آمد و به من خبر داد كه امت من اين پسرم را مى كشند)).
هـنگامى كه اميرالمؤمنين (ص ) به طرف صفين مى رفت در راه از كربلا گذشت در آن جا توقفى كـرد وچـنـان گـريست كه زمين را از اشك خيس كرد آنگاه فرمود: ((روزى خدمت رسول خدا رسـيـدم ديـدم حـضـرت گـريه مى كند, گفتم : پدر و ماردم فدايت يا رسول اللّه (ص ) چرا گريه مى كنى ؟ .
فـرمـود: هـم اكـنـون جبرئيل اين جا بود, او به من خبر داد كه پسرم حسين در كنار شط فرات در زمـيـنـى به نام كربلا كشته خواهدشد و مشتى از خاك آنجا را برايم آورد تا ببويم و من نتوانستم از گريه خوددارى كنم .
و هـمـان جـا بـود كه اميرالمؤمنين (ص ) فرمود: اين جاست اقامتگاه و بارانداز ايشان , اين جاست كـه خونشان را مى ريزند, گروهى از آل محمد در اين صحرا كشته مى شوند كه زمين و آسمان به حالشان گريه خواهد كرد.
در اخـبـار فـراوان آمده است كه آن حضرت شبيه ترين فرد به رسول اللّه (ص ) بود اصحاب پيامبر بارهااين نكته را در مورد سيرت و صورت امام حسين (ع ) يادآورد شده اند, مخصوصا يادآور شده اند كـه قـامـت ايـشـان بـسيار شبيه به پيامبر بود, به طورى كه هر كس قامت آن حضرت را مشاهده مى كرد به ياد رسول خدا مى افتاد.
عـاصـم بـن كليب از پدرش نقل كرده است كه شبى رسول خدا را در خواب ديدم و خواب خود را براى ابن عباس نقل كردم [تا ببينم كه آيا خواب من درست بوده است يا خير] او گفت : آيا هنگامى كـه پـيامبررا ديدى به ياد حسين بن على نيفتادى ؟
گفتم : آرى ! به خدا قسم هنگامى كه رسول خـدا قـدم برمى داشت و راه مى رفت , كاملا به حسين بن على شباهت داشت ابن عباس گفت : ما همواره او را به پيامبر شبيه مى دانستيم .
انـس بـن مـالـك مـى گويد: نزد عبيداللّه بن زياد بودم كه سر حسين بن على را در يك تشت به مـجلس آوردند ابن زياد با چوبى به بينى و صورت آن حضرت اشاره كرد و گفت : من چهره اى به ايـن نـيـكـويـى نديده ام گفتم : اى ابن زياد! مگر نمى دانى كه حسين بن على شبيه ترين مردم به رسول خدا بود.
علاقه رسول خدا(ص ) به امام حسين (ع )
يكى از زيباترين و برجسته ترين نكات زندگى امام حسين , توجه شديد و علاقه بى نظير پيامبراكرم بـه ايشان و برادر بزرگوارش امام حسن (ع ) است اين نكته آن چنان آشكار و نمايان بود كه صفات زيـادى ازكـتـب تـاريـخ و حديث را به خود اختصاص داده است در اين جا گوشه اى اندك از اين مطالب رايادآور مى شويم .
علاقه جبرئيل به حسين
در روايـات آمـده اسـت روزى حـسـن و حـسـيـن , در كودكى , پيش روى پيامبر (ص ) با يكديگر كـشـتى مى گرفتند و پيامبر دائما حسن را تشويق مى كرد فاطمه رو به پدر كرد و عرض كرد: اى رسـول خـدا! شـمـاحـسـن را كـه بـرادر بزرگتر است در مقابل حسين كه كوچكتر است تشويق مى كنيد؟
پيامبر فرمود: زيراجبرئيل شاهد اين ماجرا بود و حسين را تشويق مى كرد و من حسن را.
حسين بابى از بهشت
رسـول گرامى اسلام فرمود: به وسيله من آگاه شديد, با على راه يافتيد و هدايت شديد, نيكى ها به واسطه حسن به شما عطا شد, ولى سعادت و شقاوت شما با حسين است آگاه باشيد كه حسين يكى ازدرهاى بهشت است , هر كس به او دشمنى كند خدا بوى بهشت را بر او حرام مى كند.
امـام حسين (ع ) را ديدند كه در مسجد مدينه صورت بر خاك نهاده مى گويد: الهى اگر به خاطر گـنـاهانم بازخواستم كنى به كرمت توسل مى جويم و اگر با خطاكاران جسم كنى به آنها خواهم گـفـت ترا دوست دارم آقاى من اطاعت من براى تو نفعى ندارد و معصيتم زيانى به تو نمى رساند پـس اگـر آنـچـه را نـفـعى برايت ندارم به جا نياورم بر من ببخش و اگر آنچه كه را ضررى به تو نمى زند مرتكب شدم در گذر, كه توارحم الراحمينى
دوستان برای ماه محرم چندتا کلیپ جالب گذاشتیم
انشاءالله که بتوانیم همه بهترین استفاده را ببریم.
کلیپ زیبای یاد محرم با صدای محمود کریمی


ادامه مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
« از کلمات کوتاه و ارزنده شهید کربلاء
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: اگر سه چیز نبود: فقر، مرض، و مرگ ؛ انسان به هیچ چیز سر فرود نمی آورد.
از حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) پرسیدند: فضیلت چه باشد؟ فرمودند: عنان زبان در کف اختیار داشتن و بذل نیکی کردن. عرض کردند: نقصان کدام است؟ حضرت فرمودند: خود را در کار بیهوده به زحمت افکندن.
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: کسی که از تو حاجتی می خواهد، آبروی خود را ریخته؛ تو دیگر با رد کردن او آبروی خود را مریز.

حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) در جواب مردی که به آقا عرض نمود: یابن رسول الله! من مردی هستم گنه کار که نمی توانم معصیت خدا را ترک نمایم، مرا نصیحت فرما. حضرت به او فرمود: پنج عمل انجام ده، آنوقت تا دلت می خواهد گناه کن.
ــ از رزق خدا استفاده نکن و هر چه می خواهی گناه کن.
ــ از تحت سر پرستی خدا خارج شو، آنوقت هر چه دلت می خواهد گناه کن.
ــ جائی بیاب که خدا تو را نبیند، سپس هر چه میخواهی گناه کن.
ــ هنگام قبض روحت ملک الموت را از خود دور کن، و آنگاه هر چه میخواهی گناه کن.
ــ وقتی که می خواهند تو را به جهنم ببرند، از داخل شدن دوزخ امتناع نما، و آنگاه هر چه دلت می خواهد گناه کن.
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: در مورد امری که برایت مهم نیست، سخن مگو؛ می ترسم به گناه افتی.
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: تا وقتی که سخن را بجا و به مورد تشخیص ندادی، سخن به میان میاور. زیرا ممکن است انسان حق بگوید ولی چون بی مورد بوده، مورد سرزنش واقع گردد.
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: با دو دسته از مردم هیچگاه مجادله مکن. یکی مردمی که بردبار هستند، و دیگر مردم نادان و سفیه. زیرا دسته اول با بردباری بر تو مسلط می شوند؛ و دسته دوم آزارت می دهند.
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: در مورد برادر ایمانی ات در پشت سرش سخنی به میان میاور، مگر همان حرفی که دوست داری او در پشت سر تو درباره ات بگوید.
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: طوری عمل و رفتار کن مانند کسیکه میداند در قبال بدی هایش کیفر خواهد شد و در قبال نیکی مزد خواهدگرفت. (۳)
(۳) کتاب شهید کربلاء، ص114-117.
*************************