
عشق-ایمان-شهادت-ایثار-تکامل

![]()
یكي از نشانه هاي برجسته و بزرگ در راه تكامل انسان مانند: عشق، وفاداري، ايثار، فداكاري، و ديگر مواردي كه انسان را از محيط مادي خود متمايز مي كند؛ شهادت است.
طبق فرمايشات مولاي متقيان حضرت علي (ع) ، انسانها به دو دسته تقسيم شده اند: اهل دنيا و اهل آخرت. اگر اهل دنيا را انسانهايي بناميم كه زندگي آنها از رحم مادر شروع مي شود و گور خاتمه زندگي آنان قرار مي گيرد. اين افراد هيچ خير و بركتي پس از خود براي جامعه انساني باقي نمي گذارند. ( البته اين در صورتي است كه شر و فسادي از اينگونه مدعيان انسان نما، بر جا نمانده باشد). اما گروه دوم كه امير المومنين(ع) آنان را اهل آخرت نام نهاده است؛ اين افراد انسانهايي متعالي و نا محدود هستند، كه زندگي آنان منتهي به گور نمي گردد؛بلكه در زندگاني مردم، تأثيرات مستقيم و غير مستقيمي به يادگار مي گذارند. اينگونه افراد تفكرات عاشقانه شان در خصوص عالم هستي ، با زندگي مردم آميخته، و فداكاريهايشان در امور روزمره مردم، خوشبختي و پيشرفت به همراه دارد.


اينگونه افراد در طول تاريخ هميشه چراغ راه نسلها خواهند بود. طبق فرمايشات حضرت علي (ع) ، امكان شهادت براي افراد اهل آخرت به مراتب بيشتر از ساير مردمان ميباشد. و به همان اندازه كه هدف و مقصد آنها الهي و همه جانبه، عادلانه و آينده ساز باشد، و يا بعبارت ديگر هر قدر خلوص نيت الهي تر باشد، ضريب نائل شدن به فيض عظيم شهادت براي اين افراد بيشتر است. اينگونه افراد كه تمامي زندگي، وجود و آينده خود را فداي آرمانهاي بزرگ الهي مي كنند، شايسته و سزاوار شهادت هستند. زندگاني اين انسانها در چنين حالتي، شهادت مداوم و هميشگي است. اينان شهيدان زنده اي هستند كه منتظرند تا تكليف و رسالت خويش را در راه خدا به اتمام رسانند. اينگونه افراد تا زنده هستند شهيدند، و پس از آن نيز چراغ راه هدايت بشريت.

در همين خصوص خداوند متعال در آيات 23و24 سوره احزاب مي فرمايد: برخي از آن مؤمنان ، بزرگ مرداني هستند كه به عهدوپيماني كه با خدا بسته اند كاملاً وفا كردند. پس برخي بر آن عهد ايستادگي نمودند( تا به راه خدا شهيد شدند) و برخي به انتظار ( فيض شهادت) مقاومت كرده و هيچ عهد خود را تغيير ندادند؛تا آنكه خدا آن مردان راستگوي( با وفا) را از صدق ايمانشان پاداش نيكو بخشد… به همين دليل است كه اختلافي بزرگ و تفاوتي اساسي ميان مرگ و شهادت نهفته است. مرگ پايان طبيعي حيات هر موجود زنده اي است؛ولي شهادت يك نعمت نادر و كمياب ، كه رايگان بدست نمي آيد.بلكه نعمتي است كه لازمه تحقق آن شرايطي است كه آن شرايط بسيار سخت و طاقت فرساست. از خود گذشتگي و ايثار، و از منافع دنيوي گذشتن بخاطر هدف والاتري: كار هر مدعي نيست. به قول لسان الغيب حافظ شيرازي:

نـه هــركـه چهــره بـر افـروخت دلبري دانـــد
نـه هـركه آيـنـه ســازد سـكــنـــدري دانــد
نـه هـركه كـله كـج نـهادوتـندنشـــســت
كــلاهــداري و آيـيـن ســــروري دانــــد
تو بـندگي چـو گدايان به شـرط مزد مكن
كه دوسـت خـود روش بنـده پروري داند

بنابراين،توفيق برخورداري از فرهنگ ايثارو عاشقي از هر مدعي ساخته نيست.فرهنگ شهادت با منفعت طلبي در تضاد آشكار است ، و شهداي زنده هيچ وقت رضاي معشوق را با منافع زود گذر دنيوي تبادل و معامله نخواهند نمود. عاشق هيچ وقت به وصال نمي انديشد كه وصال نيز جزيي از منافع او ميباشد ؛ بلكه عاشق حقيقي رضاي معشوق را مي طلبد، حتي اگر در هجران نهفته باشد.

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


سلام بر « شهیدان »
،
![]()
سلام بر خاکی پوشان سرخ اندیش ، سلام بر نیلوفران آسمانی ، سلام بر عرشیان سبکبال ، سلام بر پویندگان راه شهدا و سلام بر همه کسانیکه روح والا و همت بلندشان ازدحام عشقی است سرشار از روشنی .
امروز وجب به وجب خاک غرب و جنوب کشورمان گواه نسلی است که شانه های ستبر خود را در برابر تجاوز استوار کرد ، در برابر تجاوز سدی از ایمان برپا نمود و رویای خام تجزیه ایران و شکست آرمانهای مردم را در هم پیچید به گونه ای که هیچ کلامی قادر نیست به آن حماسه جان و روح دوباره بخشد و آن فضا را توصیف کند .



ا
مروز ما کنار جاده زمان با کوله باری از خاطرات مردان خورشید ایستاده ایم و گذشت شتابان ثانیه ها چشمانمان را از کدورت ابرهای خاکستری پر می سازد ، گوشهایمان دیگر نهیب انفجارهای ناگهانی را نمی شنوند . اینک اگر پنجره ای به وسعت آبی جبهه ها نگشاییم و پرواز پرندگان رها بر فراز آسمان جبهه را به تماشا ننشینیم ، آیینه وجودمان مکدر خواهد شد و دیگر نور برتافته از عشقی روشن و بی انتها که آفاق تاریخ را منور کرده بر آن انعکاسی نخواهد داشت


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم

انقلاب اسلامي و نظريه هاي انقلاب

ا
![]()
انقلاب و تحولات اجتماعي همواره در جوامع مختلف بشري و در
طول تاريخ زندگي او، حادث شده است و آدمي براي تغيير وضع موجود تا رسيدن به وضع
مطلوب همواره در تلاش و کوشش بوده است . تکاپوي انسان در رسيدن به کمال مطلوب ،
انديشه ظرف مناسب اين پويش را در ذهن او متبادر ساخته و آدمي براي رسيدن به آن
کمال ، نيازمند به محيط اجتماعي مطلوب ، انساني و متکي بر قوانين لايتغير الهي
بوده ، اين کمال جويي و خداخواهي فطري او پايه و اساس همه حرکات ، جنبشها و
انقلابات است . خواه اين انقلابات به نام طبقه کارگر، به نام آزادي ، به نام
بورژوازي و يا مستقيما به نام پروردگار باشد، نهايتا خواست فطري انسان بر آزادي
خواهي ، عدالت جويي و برابري طلبي است و تقريبا همه انقلابات در راس خواسته هاي
خود آزادي ، عدالت و برابري را قرار داده اند. انقلاب اسلامي ايران ، به عنوان يکي
از شکوهمندترين انقلابات دنيا و به عنوان يکي از بزرگترين و فراگيرترين آنها، در
دنيا، همواره مورد توجه صاحب نظران بوده است

. به اين خاطر تحليل ها، تبيين ها و توصيف هاي متعددي از آن به عمل آمده است . بديهي است که همه تبيين ها و تحليل ها مستدل ، منطقي و همه جانبه نبوده و کاستي ها و نواقصي را نيز در بردارد. اين مساله نخست به دليل فطرت پديده هاي اجتماعي است که ديد محدود آدمي به مکان و زمان را، به روي همه عوامل و شرايط موثر بر يک پديده نمي گشايد و دوم به دليل اين که کانال دريافت مواد اوليه تحقيق درباره انقلاب اسلامي هر يک از تحليلگران متفاوت بوده و بعضا پيشداوري ها و پيش فرض هاي نادرست نيز بر اين «جامع نديدن» نقش داشته است .
![]()
ضمن اين که پديده انقلاب اسلامي با عظمت و پيچيدگي و چند لايه اي بودنش ، امکان يک بررسي همه جانبه بي طرفانه ، علمي و مستدل را کمتر فراهم مي کند و يا حداقل به ظرف زماني چندين ساله و مطالعه منابع بسيار و برخورداري از دانش هاي مختلف جامعه شناسي ، تاريخ فلسفه ، علوم ديني ، علوم تربيتي ، سياسي و علم روان شناسي است که نياز دارد يک گروه تحقيقي کارآزموده و علاقه مند را مي طلبد؛ چرا که تحقيق فوق از نوع يک تحقيق ميان رشته اي است که با همکاري تنگاتنگ همه متخصصان امور فوق امکان پذير و ميسر مي شود. با توجه به مطالب فوق ، در بررسي حاضر که مطالعه انقلاب اسلامي و نظريه هاي انقلاب و سپس تقابل آنها بايکديگر مدنظر بود، کوشش وافري به عمل آمده است تابتوان انقلاب اسلامي را به صورت جامع ديده و از ابعاد مختلف بررسي شود. لذا براي وارد شدن به بحث انقلاب ، بي مناسب نيست که ابتدا تعريف انقلاب را از فرهنگ معين از نظر بگذرانيم


«انقلاب از نظر لغوي به معناي تغيير ، تحول ، برگشتگي و
تبديل است و از بعد سياسي به معناي شورش عده اي براي واژگون کردن حکومت موجود و
ايجاد حکومتي نو است». مراجعه به قرآن به عنوان کتاب آسماني ما مسلمانان و اخذ
ايده از آن منبع و مخزن گنجهاي آسماني درخصوص انقلاب نيز، اجتناب ناپذير مي نمايد:
از نظر قرآن ، تاريخ (و البته مجموعه مخلوقات) به هرطرف که بروند خدا را از هدفش
باز نمي دارند و خدا بر کار خود سوار و پيروز است (والله غالب علي امره) به علاوه
تاريخ در نهايت امر به سوي امن و نعمت و رفاه و استخلاف صالحان در زمين ميل خواهد
کرد. اين ميل را قرآن از قانون علمي استنباط نکرده است . بلکه اين نوعي غيبگويي
است که فقط از خداوند و پيامبران ساخته است و بس . در اين رابطه آيه سوره قصص وعده
مي دهد، مومنان و نيکوکاران در زمين پيروز خواهند شد و به امن و ايمان خواهند
رسيد

.
(سوره قصص ، آيه 4) از بحثهاي فوق چنين مستفاد مي شود که اگر عوامل ايجادي
انقلاب را به دو دسته کلي بيروني و دروني تقسيم کنيم ، مي توان چنين نتيجه گرفت که
در دين اسلام به عوامل دروني اصالت داده مي شود و عوامل بيروني ناشي از وجود عوامل
دروني تلقي شده است . قرآن ، سنت و قانون خداوند را لايتغير مي داند و اين قانون
را براي همه زمانها و در همه مکانها در صورت وجود شرايطي که ذکر مي کند ، پايدار
مي داند و به نوعي ، به تکرار شرايط و قانون الهي اشاره کرده است . (مقايسه ميزان
تطابق عوامل انحطاط دول ابن خلدون با داده هاي تاريخي - اجتماعي ايران اخضري فروغ
السادات ، ص 9-13) الهام گرفتن از قرآن و پيشوايان ديني ، ما را به تبيين و تحليل
علل و عوامل بروز انقلابات رهنمون کرده و چراغي فروزان فرا راه بررسي و تفحص در
انقلابات ، روشن مي کند. باشد تا به مدد اين چراغ فروزان از اين بررسي مقصود نهايي
حاصل شود.


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم

مرا ببخش اگر شکوه بی مقدمه کردم



چهقدر بی تو شكستم ، چهقدر واهمه كردم !
چهقدر نام تو را مثل آب زمزمه كردم!
خیال آب نبستم به جز دو دست عمویم
اگر نگاه به رؤیای نهر علقمه گردم
سرود كودكیم در خزان حادثه خشكید
پس از تو قطع امید ای بهار از همه كردم

نكرده هیچ دلی در هجوم نیزه و آتش
تحملی كه از آن اضطراب و همهمه كردم
شكفت غنچهی خورشید از خرابة جانم
همین كه با تو دلم را به خواب زمزمه كردم
چه شرم دارم از این درد و جای آمدنت را
كه سر بریده تو را میهمان فاطمه كردم
پدر ، به داغ د ل عمّهام ، به فاطمه سوگند
مرا ببخش اگر شكوه بی مقدّمه كردم


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم

پيشگويي
امام علي(ع) از نابودي رژيم صهيونيستی

در روايات متعددي،
موضوع تسلط يهود بر سرزمين هاي اسلامي و حوادث پس
از آن پيشگويي شده است كه در اينجا به مناسبت حوادث جاري در منطقه به دو مورد آنها
اشاره مي كنيم:

در روايتي كه از اميرمومنان(ع)
نقل شده است در اين زمينه چنين آمده است: يهود براي تشكيل دولت خود
در فلسطين، از غرب )به منطقه
عربي خاورميانه( خواهند آمد.

از آن حضرت سوال شد: آيا اين بلا و گرفتاري طولاني خواهد بود؟

فرمود: نه، تا زماني كه عرب ها زمام امور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته و تصميم هاي جدي آنان دوباره تجديد شود آن گاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد و عرب ها پيروز و متحد خواهند گرديد و نيروهاي كمكي از )طريق( سرزمين عراق به آنان خواهد رسيد كه بر روي پرچم هايشان نوشته شده است: «القوه». عرب ها و ساير مسلمانان همگي مشتركا براي نجات فلسطين قيام خواهند كرد )و با يهوديان خواهند
![]()

جنگيد( و
چه جنگ بسيار سختي كه در وقت مقابله با
يكديگر در بخش عظيمي از دريا روي خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روي اجساد كشته ها عبور كنند. آنگاه فرمود: و عرب ها سه بار با يهود مي جنگند و در
مرحله چهارم كه خداوند ثبات قدم و ايمان و صداقت آنها را دانست هماي پيروزي بر
سرشان سايه مي افكند. بعد
از آن فرمود: به خداي بزرگ سوگند كه يهوديان مانند
گوسفند كشته مي شوند تا جايي كه

حتي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند آن حضرت در روايتي ديگر كه «عبايه اسدي» آن را نقل كرده است، مي فرمايد: من در آينده در مصر منبري روشني بخش بنيان خواهم نمود...، ويهود و نصاري را از سرزمين هاي عرب بيرون خواهم راند و عرب را با اين عصاي خود )به طرف حق( سوق خواهم داد. عبايه مي گويد: من عرض كردم يا اميرالمومنين! گويي شما خبر مي دهيد كه بعد از مردن بار ديگر زنده مي شويد و اين كارها را انجام مي دهيد!


فرمود: هيهات
اي عبايه! مقصود من از اين سخنان آن گونه كه تو خيال كردي نيست، مردي از دودمان من اينها را انجام خواهد داد با اميد به آنكه به زودي با ظهور امام مهدي(عج) شاهد نابودي صهيونيسم
متجاوز و آزادي كامل سرزمين فلسطين و قدس
شريف باشيم.


مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


نام
مبارک امام پنجم محمد بود
لقب آن حضرت باقر
یا باقرالعلوم است، بدین جهت که : دریاى دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا
ساخت . القاب دیگرى مانند شاکر و صابر و هادى نیز
براى آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده
است. کنیه امام ابوجعفر بود.مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى علیهالسلام است
بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن علیهالسلام
و از سوى پدر به امام حسین علیهالسلام میرسید.
پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین على بن الحسین علیهالسلام است

تولد حضرت باقر
علیهالسلام در روز اول ماه رجب سال 57 هجرى در مدینه بود. در حادثه جانگداز کربلا
همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیدالشهداء کودکى بود که به چهارمین بهار زندگیش
نزدیک میشد. دوران امامت امام محمد باقر علیهالسلام از سال 95 هجرى که سال
درگذشت امام سجاد علیهالسلام است آغاز شد و تا سال 114 هجری یعنى مدت 19 سال
و چند ماه ادامه داشته است . در بخشش و آداب
اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و
رعایت ادب و آداب و سنن دینى، کمال مواظبت را داشت
در دوره امامت امام
محمد باقر علیهالسلام و فرزندش امام جعفرصادق علیهالسلام
مسایلى مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى و
ظهور سرداران و مدعیانى مانند ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است، ترجمه کتابهاى
فلسفى و مجادلات کلامى در این دوره پیش میآید , و عدهاى از مشایخ صوفیه و زاهدان
و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا میشوند



قاضیها
و متکلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدید میآیند و فقه و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح
مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینماید و تعلیمات قرآنى - به ویژه مساله امامت و
ولایت را، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا، افکار بسیارى از حق طلبان را به
حقانیت آل على علیهالسلام متوجه کرده بود و
پرده از چهره زشت ستمکاران اموى و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف میکشاندند
و احادیث نبوى را در بوته فراموشى قرار میدادند. برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه
حاکم ساخته و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت
دگرگون مینمودند

اینها عواملى بود
بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند. بدین جهت امام
محمد باقر علیهالسلام و پس از وى امام جعفر صادق علیهالسلام از موقعیت مساعد
روزگار سیاسى، براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى بهره جستند و دانشگاه تشیع و علوم
اسلامى را پایهریزى نمودند . زیرا این امامان
بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر صلیاللهعلیهوآله
و قانون عدالت بودند و میبایست به تربیت شاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و
فداکار دست یازند و فقه آل محمد علیهمالسلام را
جمع و تدوین و تدریس کنند . به همین جهت محضر
امام باقر علیهالسلام مرکز علماء ودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و
شاعران بنام بود. در مکتب تربیتى امام باقر علیهالسلام علم و فضیلت به مردم
آموخته میشد. ایشان متولى صدقات پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنى هاشم و
مساکین و نیازمندان تقسیم میکرد و اداره آنها را از جهت مالى به عهده داشت


ا
امام باقر علیهالسلام
داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته
لباس تمیز و نو میپوشید. در کمال وقار و شکوه حرکت میفرمود. از آن حضرت میپرسیدند
: جدت لباس کهنه و کم ارزش میپوشید، تو چرا لباس
فاخر بر تن میکنى؟

پاسخ
میداد: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز، که
محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در این
انقلاب افکار، نمیتوانم تعظیم شعائر دین کنم.
بسیار
گشادهرو و با مؤمنان و دوستان، خوش برخورد بود

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم